زینب شعبانی؛ محمود حکمت نیا
چکیده
کاربرد کلمات «مصنف»، «پدیدآورنده» و «ایجاد» ذیل تعریف «اثر» در ماده ۱ قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان (1348) بر لزوم وجود عنصر خلق و آفرینش جهت برخورداری آثار از حمایت دلالت دارد. این مسئله حمایت از آثار مبین واقعیت را با چالشی جدی مواجه میسازد. آثار بیانگر واقعیت، آثار مشتمل بر گردآوری و روایتگری واقعیات، عکسها ...
بیشتر
کاربرد کلمات «مصنف»، «پدیدآورنده» و «ایجاد» ذیل تعریف «اثر» در ماده ۱ قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان (1348) بر لزوم وجود عنصر خلق و آفرینش جهت برخورداری آثار از حمایت دلالت دارد. این مسئله حمایت از آثار مبین واقعیت را با چالشی جدی مواجه میسازد. آثار بیانگر واقعیت، آثار مشتمل بر گردآوری و روایتگری واقعیات، عکسها و نقشههای جغرافیایی هستند که واقعیات یا جنبه هایی از جهانی که در آن زندگی می کنیم را شرح میدهند؛ یعنی دادهها و اطلاعات دربارهی جهان که کشف میشوند و حاصل عمل خلق و آفرینش نیستند. این آثار به علت متشکل بودن از مواد واقعی قلمروی عمومی به طور گسترده و نیز الزامات نقل دقیق واقعیات در برخی مصادیق آن، همچون زندگینامهها و تاریخچهها، با عدم قطعیت چشمگیری در تشخیص «واقعیت» از «بیان واقعی» روبهرو هستند. پژوهش حاضر با بهکارگیری روش توصیفی-تحلیلی در بررسی جایگاه حقوقی آثار بیانکنندهی واقعیت و مطالعهی تطبیقی احراز اصالت در انواع مختلف این آثار در حقوق آمریکا، با توجه به ماهیت متفاوت آنها، در صدد بیان وضعیت این موضوع در حقوق ایران برآمده و نتیجه میگیرد حقوق ایران در تشخیص ماهیت متمایز این آثار شکستخورده است.
محمود حکمت نیا؛ داود خوشنویس
چکیده
سرگرمی های بیانی به عنوان نوع معینی از بیان که دربردارنده ی پیام و محتوای سرگرم کننده و با قالب های متفاوت در نظر گرفته می شوند میتوانند با تحلیلی حقوقی و فقهی و باتوجه به مبانی مشروعیت آنها تحت شمول قاعده حاکم بر بیان یعنی آزادی قرار گیرند. از این منظر، سرگرمی بیانی خود، صرف نظر از محتوا و قالب آن، به عنوان یک ارزش تلقی می شود. اما ...
بیشتر
سرگرمی های بیانی به عنوان نوع معینی از بیان که دربردارنده ی پیام و محتوای سرگرم کننده و با قالب های متفاوت در نظر گرفته می شوند میتوانند با تحلیلی حقوقی و فقهی و باتوجه به مبانی مشروعیت آنها تحت شمول قاعده حاکم بر بیان یعنی آزادی قرار گیرند. از این منظر، سرگرمی بیانی خود، صرف نظر از محتوا و قالب آن، به عنوان یک ارزش تلقی می شود. اما با توجه به ماهیت اجتماعی بیان و تاثیر محتوای آن بر مخاطب، آزادی بیان بر اساس مبانی مشروعیت آن و مبانی محدودیت مورد تحدید قرار می گیرد. منع اضرار وتزاحم با حقوق دیگران و نظم عمومی از مهمترین مبانی فقهی و حقوقی اعمال محدودیت بر محتوای سرگرم کننده به شمار می آیند که گاهی اوقات به لحاظ موضوعی محتوا را از محدوده بیان خارج نموده و گاهی به صورت حکمی و با اعمال قوانین خاص مبتنی بر مبانی، محتوا را با محدودیت مواجه می سازند. از سوی دیگر عوارض بیان شامل زمان، مکان و شیوه متناسب با مخاطب در ارائه محتوا میتواند بر اساس مبانی، مورد تحدید قرار گیرند. قانونگذار ایرانی با دیدگاهی پیشگیرانه و به صورت کلی و ابهام برانگیز نسبت به تحدید محتوا اقدام نموده است که می توان با لحاظ نمودن عناوین مذکور به صورت صریح در لایحه حمایت از مالکیت فکری، از تحدید بی حد و حصر محتوا جلوگیری نمود. پژوهش حاضر با روشی توصیفی – تحلیلی نیل به هدف مذکور را دنبال نموده است.