مصطفی فضائلی؛ احسان شکیب نژاد؛ موسی کرمی
چکیده
همپای توسعه ی روزافزون فضای مجازی، حوزه ی نفوذ دین در سطح جهانی گسترش یافته و روند جهانی شدن آن تقویت شده است. این امر به نحو بالقوه میتواند با زمینه سازی برای همگرایی میان ادیان و مذاهب مختلف، سبب کاهش درگیری های مذهبی و در نتیجه ارتقای صلح و امنیت بین المللی گردد. لازمهی جهانیشدن دین، پذیرش اصل آزادی دین ...
بیشتر
همپای توسعه ی روزافزون فضای مجازی، حوزه ی نفوذ دین در سطح جهانی گسترش یافته و روند جهانی شدن آن تقویت شده است. این امر به نحو بالقوه میتواند با زمینه سازی برای همگرایی میان ادیان و مذاهب مختلف، سبب کاهش درگیری های مذهبی و در نتیجه ارتقای صلح و امنیت بین المللی گردد. لازمهی جهانیشدن دین، پذیرش اصل آزادی دین و مذهب به عنوان یکی از اصول بنیادین نظام بین المللی حقوق بشر است و ماهیت جهان شمول فضای مجازی، نقشی مستقیم در این ارتباط دارد. اگرچه حق بر انتخاب و داشتن دین، مورد شناسایی کاملِ قواعد حقوق بشری است، ولی حق ابراز عقیده در فضای مجازی مطلق نبوده و با محدودیتهایی روبرو است. سنجه هایی همچون احترام به حقوق و حیثیت دیگران و اخلاق عمومی، ممنوعیت دعوت به تنفر مذهبی و منع ترویج ایدئولوژی های دایر بر برتریِ مذهبی در زمرهی موارد تحدیدکننده ی آزادی ادیان در فضای مجازی به شمار می آیند. نوشتار حاضر، از رهگذر شیوه ی توصیفی تحلیلی و با بکارگیری رهیافتی حقوق بشری و نگاهی به آموزههای اسلامی، می کوشد تا به تبیین جایگاه آزادی دینی در فضای مجازی و تأثیر آن بر صلح و امنیت بینالمللی دست یازد. به باور نگارندگان، ترویج آموزه های ناب اسلام در خصوص صلح و مدارا با دیگر ادیان در فضای مجازی، میتواند نقش چشم گیری در افزایش همگرایی دینی در سطح جهان داشته و موجبات حفظ و تحکیم صلح و امنیت بین المللی را فراهم آورد.
علی مشهدی؛ موسی کرمی؛ حسین حبیبی کجیدی
چکیده
یکی از پدیدههای نوظهوری که حقوق و سلامت زن و در نتیجه حریم انسانیت و امنیت جامعه را خدشهدار نموده، عمل شنیع اسیدپاشی بر بدن و چهرهی زنان و دختران جوان است. خشونت اسیدی به عنوان شکلی نوین از خشونت علیه زنان، بازتاب نابرابری جنسیتی و تبعیض در جامعه به شمار میرود. این عمل، نه تنها خود قربانی، بلکه خانواده او و جامعه را تحت تأثیر ...
بیشتر
یکی از پدیدههای نوظهوری که حقوق و سلامت زن و در نتیجه حریم انسانیت و امنیت جامعه را خدشهدار نموده، عمل شنیع اسیدپاشی بر بدن و چهرهی زنان و دختران جوان است. خشونت اسیدی به عنوان شکلی نوین از خشونت علیه زنان، بازتاب نابرابری جنسیتی و تبعیض در جامعه به شمار میرود. این عمل، نه تنها خود قربانی، بلکه خانواده او و جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. اسیدپاشی در فقه اسلامی از نظر نوع سلاح ذیل محاربه قرار میگیرد و از لحاظ تکرار عمل، افساد فیالارض محسوب میشود. این عمل در نظام بینالمللی حقوق بشر نوعی تبعیض و خشونت مبتنی بر جنسیت علیه زنان و در نتیجه نقض حقوق بشری بنیادین آنان بوده و بیگمان ممنوع است. بر این اساس، دولتها باید در پیشگیری، تحقیق و مجازات مرتکبین اسیدپاشی، مساعی مقتضی را به کار گیرند. مقالهی فرارو، از رهگذر شیوهای توصیفی-تحلیلی و با بکارگیری سبک تحلیل محتوا، بر آن است تا به تبیین اسیدپاشی از نظر حقوق اسلام و نظام بینالمللی حقوق بشر بپردازد.
مصطفی فضائلی؛ موسی کرمی؛ ثریا اسدی
چکیده
اقلیتهای مذهبی، نخستین گروههای اقلیت بودند که مورد حمایتهای حقوقی بینالمللی قرار گرفتند و تنها پس از رخدادهای تاریخی همچون انقلاب فرانسه و استقلال آمریکا و رشد آگاهیهای ملی بود که حمایتها بر پایهای سکولار قرار گرفت و دیگر جوامع اقلیت نیز تحت پوشش نظام حمایتی قرار داده شدند. این در حالی است که اسلام از دیرباز برای ...
بیشتر
اقلیتهای مذهبی، نخستین گروههای اقلیت بودند که مورد حمایتهای حقوقی بینالمللی قرار گرفتند و تنها پس از رخدادهای تاریخی همچون انقلاب فرانسه و استقلال آمریکا و رشد آگاهیهای ملی بود که حمایتها بر پایهای سکولار قرار گرفت و دیگر جوامع اقلیت نیز تحت پوشش نظام حمایتی قرار داده شدند. این در حالی است که اسلام از دیرباز برای اقلیتهای دینی، احترام و جایگاه ویژهای قائل بوده، به گونهای که میتواند به مثابه الگویی برای حمایت از اقلیتها، ضمن لحاظ اقضائات ناشی از شرایط زمان و مکان، مورد توجه قرار گیرد. نوشتار فرارو، بر آن است تا از خلال روشی توصیفی-تحلیلی و به شیوهای کتابخانهای، با بررسی حمایت از اقلیتهای مذهبی در نظام حقوقی اسلام و نظام بینالمللی حمایت از اقلیتها، نسبت میان آن دو را بنمایاند. در حالی که حقوق بینالملل، در قالب تعهدات حقوق بشری، دولتها را به رعایت حقوق مذهبی اقلیتها ملزم کرده است، نظام اسلامی، بر اساس نهاد ذمّه، از اقلیتها حمایت به عمل آورده و حقوق سیاسی، مدنی، اقتصادی، اجتماعی و قضایی آنها را محترم شمرده و تضمین میکند. به نظر میرسد نهاد ذمّه، در مقایسه با حقوق بینالمللی بشر، دستکم در یک نظام دینی، بهتر میتواند حقوق اقلیتهای مذهبی را تحقق بخشد.
مصطفی فضائلی؛ موسی کرمی
چکیده
حفظ صلح و امنیت بینالمللی جز از طریق تأمین صلح و امنیت منطقهای که آن هم خود منوط به وجود ثبات و امنیت در جوامع داخلی است، ناشدنی به نظر میرسد. فراز و فرودهای تاریخ حاکی از آن است که حمایت از اقلیتها برای تأمین ثبات، صلح و امنیت بینالمللی ضروری بوده و تبعیض علیه اشخاص متعلق به این گروهها، همواره ثبات داخلی و صلح و امنیت ...
بیشتر
حفظ صلح و امنیت بینالمللی جز از طریق تأمین صلح و امنیت منطقهای که آن هم خود منوط به وجود ثبات و امنیت در جوامع داخلی است، ناشدنی به نظر میرسد. فراز و فرودهای تاریخ حاکی از آن است که حمایت از اقلیتها برای تأمین ثبات، صلح و امنیت بینالمللی ضروری بوده و تبعیض علیه اشخاص متعلق به این گروهها، همواره ثبات داخلی و صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی را در معرض خطرات جدی قرارداده است. فلسفه وجودی اصلی تشریع عقد ذمه در دین اسلام، همانا ایجاد همزیستی مسالمتآمیز میان اقلیتهای دینی و اکثریت مسلمان در جامعه اسلامی است. همچنین، هدف ابزاری نظام حمایت از حقوق اقلیتها، پیشگیری از جنگ و درگیری میان اشخاص متعلق به اقلیتها و گروههای اکثریت کشورهای مختلف در پرتو حفظ یکپارچگی سرزمینی دولتها و در نتیجه حفظ صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی است؛ پس برای تأمین صلح و امنیت منطقهای، باید از اقلیتها حمایت به عمل آورد و بهرهمندی این گروهها از حقوق خویش را تضمین نمود. نگارندگان در این نوشته بر این باورند که حمایت از اقلیتها و تضمین حقوق آنها در حقوق بینالملل و تأسی به رویکرد اسلامیِ مبتنی بر زیست جمعیِ مسالمتجویانه گروههای مختلف اجتماعی، به مثابه راهکاری اصولی و پیشگیرانه در برابرِ بروز منازعات قومی، در تحقق صلح و امنیت منطقهای، از اهمیتی حیاتی برخوردار است.