رضا حسین گندمکار؛ محمد صالحی مازندرانی؛ محمد مهدی حمیدی
چکیده
هوش مصنوعی در بسیاری از ساحههای زندگی انسانی وارد شده و چالشهای حقوقی جدیدی را به وجود آورده است. داشتن شخصیت حقوقی یکی از نظریههای مطرح در مدیریت این چالشهاست که برای توجیه عقود منعقده توسط سامانههای هوشمند بر مبنای نظریه نمایندگی از یک سو و انتساب مسئولیت مدنی ناشی از فعالیتهای سامانههای هوشمند به خود سامانهها از سوی ...
بیشتر
هوش مصنوعی در بسیاری از ساحههای زندگی انسانی وارد شده و چالشهای حقوقی جدیدی را به وجود آورده است. داشتن شخصیت حقوقی یکی از نظریههای مطرح در مدیریت این چالشهاست که برای توجیه عقود منعقده توسط سامانههای هوشمند بر مبنای نظریه نمایندگی از یک سو و انتساب مسئولیت مدنی ناشی از فعالیتهای سامانههای هوشمند به خود سامانهها از سوی دیگر ارائه شده است. با این حال، بررسی منسجم و جامعی در خصوص هماهنگی قواعد کنونی اشخاص حقوقی و تطبیق آن با ویژگیهای سامانههای هوشمند ارائه نشده است. این مقاله به دنبال پاسخ گویی به کفایت یا عدم کفایت مبانی نظری و منابع حقوقی برای شناسائی شخصیت حقوقی برای سامانههای هوشمند است که به صورت توصیفی تحلیلی با مطالعه تطبیقی بین فقه امامیه، حقوق ایران و حقوق غرب نگاشته شده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد هر یک از این نظامها، مبانی نظری قابل اعتنایی برای داشتن شخصیت حقوقی را دارا میباشند اما وضع و ممیزات اشخاص حقوقی سنتی به همان صورت قابل تطبیق بر ویژگیهای سامانههای هوشمند نیستند و در صورت عدم اصلاح این ساختارها، شناسائی شخصیت حقوقی برای سامانهها آنهم با وجود راهکارهای جایگزین، باعث آشفتگی حقوقی خواهد شد.