واکاوی علل ناکامی و ظرفیت‌های مغفول سازمان همکاری اسلامی در مقابله با جنایات ارتکابی اسرائیل در غزه

نوع مقاله : علمی و پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار بخش حقوق عمومی و بین‌الملل دانشگاه شیراز، شیرازِ ، ایران.

2 دانشیار مطالعات خاورمیانه دانشگاه ملی استرالیا.

3 دانشجوی دکتری حقوق بین‌الملل دانشگاه علوم اسلامی رضوی،مشهدِ ایران.

10.22091/csiw.2025.13345.2694

چکیده

سازمان همکاری اسلامی با هدف وحدت کشورهای اسلامی و دفاع از منافع آن‌ها، به‌ویژه در مبارزه با رژیم اشغالگر اسرائیل و حمایت از مردم فلسطین، در سال ۱۹۶۹ تأسیس شد. بااین‌حال، علی‌رغم گذشت پنج دهه، این سازمان در دستیابی به اهداف سیاسی خود، به‌ویژه در حل مسئله فلسطین، موفقیت محدودی داشته است. تغییر نام آن از «کنفرانس اسلامی» به «همکاری اسلامی» نشان‌دهنده گسترش دامنه فعالیت‌ها به حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی و کاهش تمرکز بر چالش‌های سیاسی است. علل اصلی ناکامی این سازمان شامل اختلافات داخلی اعضاء، وابستگی به کشورهای غربی، ناهمگونی فرهنگی‌سیاسی اعضا و عدم الزام‌آور بودن تصمیمات آن است. سازمان با ایجاد صندوق‌های مالی (مانند صندوق همبستگی اسلامی و بانک توسعه اسلامی) و حمایت حقوقی از فلسطین در مجامع بین‌المللی تلاش کرده است، اما ناتوانی در اجرای تحریم‌های مؤثر، عدم ایجاد نظام امنیت جمعی و وابستگی به قطعنامه‌های غیرالزام‌آور مانع تأثیرگذاری آن شده است. راهکارهای پیشنهادی شامل تقویت همگرایی عملی، استفاده از مکانیسم‌های حقوقی بین‌المللی (مانند دیوان کیفری بین‌المللی)، تحریم اقتصادی اسرائیل و تقویت اقدامات بشردوستانه است. بااین‌حال، فقدان اراده سیاسی، تنش‌های فرقه‌ای و سلطه هژمونی غرب بر نظام بین‌المللی، چالش‌های ساختاری این سازمان را تشدید می‌کند.

تازه های تحقیق

سازمان همکاری اسلامی، به‌عنوان دومین نهاد بین‌المللی بزرگ جهان، با ظرفیت بالقوه چشمگیری در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پا به عرصه وجود گذاشت. بااین‌حال، عملکرد این سازمان در مواجهه با جنایات اسرائیل در غزه و حمایت از آرمان فلسطین، با محدودیت‌های قابل توجهی روبه‌رو بوده است. تحلیل نقاط قوت و ضعف این سازمان نشان می‌دهد که علی‌رغم تلاش‌های نمادین و بیانیه‌های پرشور، عوامل متعددی مانع از آن شده‌اند که اهداف اعلام شده به نتایج ملموس و کارآمد بدل گردند.

در بررسی ساختار و عملکرد سازمان همکاری اسلامی، نقاط ضعف متعددی آشکار می‌گردد. نخست، اختلافات داخلی و واگرایی میان اعضا به‌عنوان یک مانع اساسی در همگرایی سازمان عمل می‌کند. تنوع ایدئولوژیک، سیاسی و اقتصادی در میان ۵۷ کشور عضو، دستیابی به وحدت رویه را دشوار ساخته است. رقابت قدرت‌های منطقه‌ای نظیر عربستان سعودی، ایران و ترکیه برای کسب نفوذ در سازمان، اغلب اولویت‌های ملی را بر منافع جمعی اعضا غالب ساخته است. توافق‌نامه‌های عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل، همچون «موافقت‌نامه ابراهیم» در سال ۲۰۲۰، نمونه بارزی از این واگرایی و شکاف در مواضع کشورهای عضو است. علاوه بر این، وابستگی به نظام بین‌المللی غرب به‌عنوان یک محدودیت ساختاری دیگر، کشورهای اسلامی را به بازیگران ضعیفی مبدل کرده است که ناگزیر از پیروی از نظم موجود هستند. حمایت بی‌دریغ ایالات‌متحده از اسرائیل، عملاً هرگونه اقدام جدی سازمان همکاری اسلامی در شورای امنیت سازمان ملل را خنثی می‌سازد. همچنین باید به عدم الزام‌آور بودن تصمیمات سازمان اشاره نمود؛ تصمیمات این سازمان فاقد سازوکار اجرایی لازم است و ازاین‌رو، کشورهای عضو در صورت تعارض با منافع ملی خود، به راحتی از اجرای آن‌ها سر باز می‌زنند. ناکامی در اجرای کامل قطعنامه‌های تحریم اقتصادی اسرائیل، گواهی بر این مدعاست. درنهایت، ضعف منابع مالی و انسانی نیز از دیگر نقاط ضعف ساختاری سازمان به شمار می‌رود. علی‌رغم تأسیس صندوق‌هایی مانند صندوق همبستگی اسلامی، وابستگی مالی به کشورهای خاص، به‌ویژه عربستان سعودی، سبب گرایش محافظه‌کارانه و کاهش استقلال عمل سازمان شده است.

در کنار نقاط ضعف، سازمان همکاری اسلامی از نقاط قوت و فرصت‌هایی نیز برخوردار است. این سازمان در عرصه حمایت حقوقی بین‌المللی و مشروعیت‌زدایی از اشغالگری اسرائیل، عملکرد قابل توجهی داشته است. حمایت از پرونده‌های حقوقی در دیوان کیفری بین‌المللی، ازجمله درخواست تحقیق درباره جنایات جنگی اسرائیل در غزه و تصویب قطعنامه‌های سازمان ملل متحد، مانند قطعنامه ۴۷۸ درباره قدس، نمایانگر ظرفیت دیپلماتیک سازمان است. سازمان همکاری اسلامی همچنین در ایجاد هنجارهای حامی فلسطین موفق عمل کرده و مسئله فلسطین را از یک دغدغه صرفاً عربی به یک مسئله جهانی بدل ساخته است. با بسیج کشورهای اسلامی و جنبش عدم تعهد، این سازمان توانسته است فشار سیاسی بر اسرائیل را افزایش دهد. علاوه بر این، سازمان همکاری اسلامی در اقدامات بشردوستانه نیز نقش ایفا کرده است. ارسال کمک‌های انسانی به غزه از طریق نهادهایی مانند هلال‌احمر، هرچند محدود، نشان از تعهد عملی این سازمان به کاهش آلام غیرنظامیان دارد.

با در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف سازمان همکاری اسلامی، برای تبدیل شدن به یک بازیگر مؤثرتر در آینده، تحولات بنیادین ضروری به نظر می‌رسد. تقویت همگرایی عملی از طریق ایجاد سازوکارهای اجرایی الزام‌آور، مانند نظام تحریم‌های مشترک یا کمک‌های نظامی هماهنگ، می‌تواند توانمندی‌های سازمان را به نحو چشمگیری ارتقا بخشد .بهره‌گیری مداوم از ظرفیت‌های حقوقی و پیگیری مستمر پرونده‌های بین‌المللی علیه اسرائیل در دیوان‌های کیفری و دادگستری بین‌المللی، می‌تواند به‌طور پیوسته مشروعیت این رژیم را زیر سؤال ببرد. اتحاد با بازیگران غیردولتی و همکاری با سازمان‌های مردم‌نهاد و جنبش‌های اجتماعی فلسطینی، می‌تواند فشار بین‌المللی بر اسرائیل را تشدید نماید. درنهایت، بازتعریف استراتژی و تمرکز بر راهکارهای عملی، مانند حمایت از تشکیل دولت مستقل فلسطین بر اساس مرزهای ۱۹۶۷، به جای شعارهای صرفاً ایدئولوژیک، می‌تواند به افزایش اعتبار و اثربخشی سازمان کمک کند. بنابراین موفقیت سازمان همکاری اسلامی در گرو عبور از تنش‌های داخلی، کاهش وابستگی به قدرت‌های غربی و تبدیل قطعنامه‌ها و بیانیه‌ها به اقدامات ملموس و کارآمد است. در صورت عدم تحقق این تغییرات بنیادین، نقش این سازمان به صدایی نمادین در دفاع از حقوق فلسطین محدود خواهد ماند، درحالی‌که بحران غزه همچنان به‌عنوان زخمی عمیق بر پیکره جهان اسلام باقی خواهد ماند.

 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Analysis of the Reasons for Failure and Untapped Capacities of the Organisation of Islamic Cooperation in Confronting Israel's Crimes in Gaza

نویسندگان [English]

  • Hadi Salehi 1
  • Alam Saleh 2
  • Abouzar Balaghi 3
1 Assistant Professor of Public Law at Shiraz University.
2 Associate Professor of Middle East Studies at Australian National University.
3 PhD Candidate of International Law at Razavi University of Islamic Studies.
چکیده [English]

The Organization of Islamic Cooperation (OIC) was established in 1969 with the aim of unifying Islamic countries and defending their interests, particularly in combating the occupying regime of Israel and supporting the Palestinian people. However, despite the passage of five decades, the organization has had limited success in achieving its political goals, especially in resolving the Palestinian issue. Its name change from "Islamic Conference" to "Islamic Cooperation" reflects the expansion of its activities into economic and cultural domains and a reduced focus on political challenges. The main reasons for the organization's failure include internal divisions among members, dependence on Western countries, cultural and political disharmony among members, and the non-binding nature of its decisions. The organization has attempted to make efforts by establishing financial funds (such as the Islamic Solidarity Fund and the Islamic Development Bank) and providing legal support for Palestine in international forums, but its inability to implement effective sanctions, failure to establish a collective security system, and reliance on non-binding resolutions have hindered its effectiveness. Proposed solutions include strengthening practical convergence, utilizing international legal mechanisms (such as the International Criminal Court), imposing economic sanctions on Israel, and strengthening humanitarian actions. However, the lack of political will, sectarian tensions, and the dominance of Western hegemony over the international system exacerbate the structural challenges of this organization.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Organisation of Islamic Cooperation
  • Intergovernmental Organisation
  • Palestine
  • Obstacles to the Convergence of Islamic Countries
  • Israel
CAPTCHA Image